پلنگی برای دویدن

آب که از سر این خیابان گذشت

.

.

.

.

.

آب از سر خیابان

گذشته.

+ تاريخ چهارشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳٩٠ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

در گوشه گوشه ی همیشه ی شهر

 

 

زیر نگاه شوخ عابران

 

 

راه،به صورت گر گرفته اش

 

 

سیلی می زند.

+ تاريخ جمعه ۱٦ دی ،۱۳٩٠ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

اصل

 

چشمان تو بود

 

حیف

 

چشمان تو بود

 

که.....

 

ناتمام ماند.

+ تاريخ دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳٩٠ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

یک عمر مرا به بازی گرفته ست

 

قلبی که در آستانه انفجار

 

می میرد.

+ تاريخ سه‌شنبه ۱ آذر ،۱۳٩٠ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

برای پسری که دلش رژ بنفش می خواست

(برای سید حسین نصرت آبادی )

کفه دختری ست که مادرش را

در تجربه ی وسیع جاری شدن و انقلاب کوه

از دست داد

همراه مردی،

که تنها وظیفه اش،بهار بود

حالا

تنها

روبروی کوه ها دراز کشیده و حرف هایش را برای

روز مبادا،

نمک سود می کند

 روزی که موسی

برای رسیدن

می آید

و عمیق ترین مرواریدش را به ارمغان خواهد آورد

آتش،

و این،آغازی خواهد بود

بر انقراض،

مرزها

 کفه اسم یه بیابونه،کنار سیرجان و باقیمونده یه اقیانوس قدیمی

که وقتی این اقیانوس در حال عقب نشینی بوده چند ردیف کوه

بالا میان و یه دریاچه تشکیل میشه و بعد از چند میلیون سال

 تبدیل میشه به یه بیابون لم یذرع که حالا ازش نمک استخراج

 می کنن و به نام کفه سیرجان معروفه.

+ تاريخ پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳٩٠ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

در صدای یکریز جیرجیرک ها

از دایره ی شب بیرون می رفت

پروانه ای

در هبوط

در ماه

.

+ تاريخ دوشنبه ٤ مهر ،۱۳٩٠ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

در، از پاشنه چرخید

برگ افتاد

و غروب، به تکامل رسید.

+ تاريخ جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٠ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()

آنقدر قطار دیده ام که بدانم یک روز 

 میرسم به

 نقط، سر خط.

من،

 دلم می خواهد

 به جای دویدن

 کلاغ باشم.

+ تاريخ دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ نويسنده مهدی عبدالهی نظرات ()