کفه

بازنویسی شده

کفه دختری ست

که مادرش را در تجربه وسیع جاری شدن و انقلاب کوه

از دست داد

همراه مردی که تنها وظیفه اش

 بهار بود

حالا

تنها

روبروی کوه ها دراز کشیده و حرفهایش را

 برای روز مبادا نمک سود می کند

روزی که قد بکشد تمام قد

دستش را بلند کند

گر بگیرد

 بتکاند این حرفهای نامفهوم را 

آتش. . .

و آنگاه ما شبها را در صدای اقیانوس خواهیم خفت.

کفه اسم یه بیابونه بزرگه که ازش نمک استخراج می کنن و باقیمونده اقیانوس تتیسه.در موقع عقب نشینی اقیانوس کوه ها بالا میان و  یه دریاچه بزرگ تشکیل میشه که به مرور زمان خشک و تبدیل به یه بیابون خشک میشه.

/ 8 نظر / 25 بازدید
سعید پورعزت

عالی مهدی جان! لذت بردم :)

ابوالفضل

یادش به خیر مهدی جان خاطره ی اون شب تو کفه شعر که عالیه و بی نقص ولی متنی که برای معرفی کفه نوشتی اصلا خوب نیست برگرد و بسامد حرف ربط "که" رو نگاه کن

sara

سلام من همیشه به وبلاگتون سر می زنم مطالبش خوب و زیباست ولی یه اتنقاد بزرگـــــــــــــــــ دارم چرا اینقدر دیر به دیر تایپیک می ذارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[منتظر]

زهره سادات

سلام دوست خوب قشنگ بود ممنون به روزم در پناه خدا

زهره سادات

سلام دوست خوب با اجازه لینک شدید موفق باشید

نرگس

به نظر من میشه با یک تکه نان جمله ساخت[چشمک]