دیشب به شعر شبیخون زدم

 

به ماه رسیدم

 

وآنگاه...

 

دیگر هیچ نامی را به یاد نخواهم آورد.

 

/ 4 نظر / 20 بازدید
زهره سادات

سلام دوست عزیز به ماه رسیدن خیلی قشنگ بود. مرسی خوشحال میشم پست جدیدم رو بخونید و کامنتتون رو برام بذارید. ممنونم. در پناه خدا بمانید روزاتون یاسمنی

زهره سادات

سلام دوست عزیز نمی دونم متاثر باشم از اینکه از خوندن متن گریه کردید و یا خوشحال باشم که هنوز آدمایی هستن که حسرت دوران پاک کودکی رو می خورن و اینجوری دلتنگ میشن. گرچه خودم از اون دسته آدما هستم که گاهی واسه روزای کودکیم گریه می کنم و دلم می خواد دوباره با خانواده م تو خونه قدیممون باشیم. همین چند روز پیش واسه روزایی که با خواهرام با یه عالمه اتفاق خوب و بد سپری شد، گریه کردم و بی تاب شدم. اما امیدوارم همیشه سربلند باشید و روزگار به کام باشه

جسیکا

سلام.عالی بود

ماه

دوست عزیز خیلی شعر قشنگی است اما وبلاگتون یه اهنگ غمگین کم داره اگه میشه لطفا یه عکس از خودتون هم بزارین